در فیلمهای آخرالزمانی، عمدتاً به این موضوع پرداخته می شه كه؛ تمام دنیا بر اثر بی دقّتی بشر به هم می ریزد و در این بین یك منجی، با تلاش و كوشش خودش از منقرض شدن نسل انسان جلوگیری می كنه و بشریّت رو نجات می ده.




اگه بخواهیم به این منجی در این فیلمها و كلاً كالاهای رسانه ای اونها، نگاه كنیم،‌ می بینیم كه توی این فیلمها،‌ منجی یا یك شهروند آمریكایی هست و یا یك كشیش مسیحی،‌ كه او هم آمریكایی است.
با این تفاوت كه بعضی از این فیلمها، تقدّس زدا هستند، یعنی بی دینی رو ترویج می كنند و مخاطب رو به این نتیجه می رسونند كه حتّی یك شهروند عادی هم می تونه بیاد و بشریّت رو نجات بده.
و برخی دیگه تقدّس زدا نیستند، یعنی منجی بشریّت در این فیلمها یك كشیش مسیحی است كه به دلیل كارهای خوبی كه انجام داده و یا ریاضتهای دینی كه داشته، توفیق این رو پیدا می كنه كه بشر رو از این بلای طبیعی نجات بده.
جناب آقای دكتر مجید شاه حسینی می گن: تعداد فیلمهای آخرالزمانی تقدسزدا اندك است، در بیشتر فیلمهای آخرالزمانی دینی كشیش و یا مسیح منجی است.(1)
پس اگر بخواهیم به دنبال نقطه مشترك این فیلمها بگردیم، اون نقطه مشترك منجی است.
یعنی در 95 درصد این فیلمها یك انسان جسور و فعّال و نترس، كه حتّی در ابتدا از طرف دوستانش هم طرد می شه، در نهایت با غلبه بر مشكلات، بشریت را از خطر انقراض نجات می دهد.
خوب حتماً شما هم مشكل كار رو متوجّه شدید؛ همان آیه شریفه ای كه می فرماید:
وَ نُرِیدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الارْضِ وَ نَجْعَلُهُم اَئِمَّهً وَ نَجْعَلُهُمُ الْوَارِثِینَ.

یعنی: و ما اراده كردیم به كسانی كه در روی زمین تضعیف شده اند، نعمتی گران ارزانی داریم و آنان را پیشوایان (راستین) و آنان را وارثان گردانیم.



و باز یعنی: این عقاید سخیفی كه در این فیلمها ترویج می شه و دنبال سودجویی سیاسی هم از اون هستند، با عقاید ما و فرهنگ ایرانی اسلامی ما در تضاد است. (به عقیده ما منجی بشر از ظلم و جور به وجود آمده، مهدی موعود علیه السلام هست، كه دعا می كنیم خداوند در ظهور حضرتش تعجیل بفرماید. انشاالله)



1. http://forum.funpatogh.com/thread45811.html
2. سوره قصص، آیه 5 .


لطفاً محبّت كنید و نظرات خودتون رو اینجا بیان كنید. ممنون.








طبقه بندی: معاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط محمد مهدی قربانی




اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتنی ام

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد
 
گفتم: خدا کریمه، انشاالله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گل مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
 
ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

مثل پیر مردا برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و مهربون شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن منو
قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون
واسه خدا عزیزه

آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، وقتی داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
 
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم

گفتن: نه!  گفتم: خارج چی؟

و باز گفتند: نه!

خلاصه حاجی مارفتنی هستیم وقتش فرقی داره مگه؟ باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد 
 
برای آنان که یادشون رفته من رفتنی ام

حرص می زنند و دیگران را می آزارند...
 
ما همه رفتنی ایم...



این مطلب رو یکی از رفقا فرستاده بود، هرچند تکراریه، ولی به نظرم ارزش چندین بار خوندن رو داره.




طبقه بندی: معاد، 
برچسب ها: دنیا، آخرت، رفتنی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آبان 1390 توسط محمد مهدی قربانی





روزگاری بود که همه بر این باور بودند که زمین مرکز جهان و خورشید به دور آن در چرخش است. به قدری بر این باور استوار و محکم بودند که حتّی کسی که با این باورِ اشتباه، به مقابله برخواست را مجازات کردند، به مرور زمان بشر دانست که؛ نه، زمین مرکز نیست، بلکه خود، سیّاره کوچکی هست که به دور خورشید می گردد. این بشر را کنجکاوتر کرد که بداند کجای دنیا قرار دارد؟

 بیشتر که تحقیق کرد، دید در یک سیاره کوچکی است و اطرافش پر است از سیّارات و ستاره ها، این باعث کنجکاوی بیشتر شد تا جایی که فهمید در یک کهکشان که نام آن را راه شیری نهادند، زندگی می كند که انبوهی از ستارگان و سیّارات و... در آن قرار دارد.


هرچه بیشتر پیش می ریم، گیج تر می شیم، واقعاً ما کجای دنیا قرار داریم؟ برای چه آفریده شدیم؟ هدف خلقت ماها چه بوده؟

اگر بگیم که بی هدف بوده؛ این با فطرت و عقل ما جور در نمیآد، مگه می شه اینچنین نظمی در عالَم وجود داشته باشه و هدفی نداشته باشه؟!!

پس هدف خلقت ماها چیست؟

از خود خدا که خالق و ربّ ماست سوال که می کنیم، می فرماید:

وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنسَ اِلّا لِیَعبُدُونَ. (الذاریات، آیه56)
 یعنی جن و انس خلق شده اند فقط برای عبادت خدای خودشان. ماها چقدر به این هدف پایبندیم؟ چقدر از اعمالمون برای رضای خداست؟ آیا واجبات و محرّماتش رو مهم می دونیم و بهش عمل می کنیم؟

در حدیثی از حضرت امیر علیه السلام هم می خونیم:

فَاِنَّ الدُّنیَا لَم تَخلُقُ دَارَ المَقَامِ بَل خُلِقَت لَکُم مَجَازاً لِتَزُودُوا مِنهَا الاَعمَالَ اِلَی دَارَالقَرَارِ...
دنیارا نیافریده اند که سرای جاویدان شما باشد بلکه گذر گاهی است و باید ازان توشه گیرید برای سرایی که در آن قرار خواهید گرفت. (نهج البلاغه، خطبه 132)

ای کاش کمی خودمون رو می شناختیم و می دانستیم که کجای کاریم و به چه جهت خلق شدیم؟خیلیامون یادمون رفته!!!






طبقه بندی: توحید،  معاد، 
برچسب ها: خلقت، هدف از خلقت، خلقت عالم، عالم، دنیا، خلقت بشر، جن و انس، خدای خالق، ربّ العالمین.، خلقت انسان، خلقت جن، انسان و جن، جن و انسان، هدف از خلقت انسان و جن، هدف خلقت انسان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 آبان 1390 توسط محمد مهدی قربانی





بررسی شبهه های وهابیت به این دلیل ضروری است که پیروان این فرقه از فرصتی استثنایی که با در اختیار داشتن حرمین مکه و مدینه نصیب آنان شده است، سوء‌ استفاده می کنند و با ترویج افکار و عقاید سخیف خود، بین مسلمانان تفرقه می اندازند تا شیعه را دشمن اصلی اهل سنت معرفی و خود را با آن همه جرم و جنایت علیه مسلمانان، داعیه دار اسلام و مسلمانی قلمداد کنند. آنان بدین منظور سالانه میلیاردها دلار هزینه می‌کنند و با خرید مزدورانی در جهان علیه شیعه و تنها حکومت برخاسته بر اساس تفکر اهلبیت؛ یعنی ایران به شایعه پراکنی روی آورده‌اند.

بعضی از فتواهای این فرقه رو ببینید:

1. حرام بودن رانندگی زن

مفتی سابق وهابیان در فتوایش می‌گوید: «لَایَجُوزُ لِلمَراَهِ قِیَادَهُ السَّیَّارَهِ؛ رانندگی برای زنان جایز نیست».(1)
2. بدعت بودن برگزاری جشن تولد برای نوزادان و سالگرد ازدواج
یکی از نویسندگان و فعالان گروه وهابیت می‌نویسد: 
برپایی مراسم جشن تولد برای اطفال از عادات و سنت های اسلامی نیست، بلکه از دشمنان به ارث برده شده است.(2)
3. حرام بودن سخن گفتن به زبان های دیگر
یکی از اعضای شورای فتاوای وهابیان می گوید: شبیه کردن خود به کفار حرام است، مانند سخن گفتن به لغت آنان».(3)
4. بدعت بودن برگزاری مراسم سوگواری پیامبران و صالحان
افتای سعودی در پاسخ به پرسش درباره مراسم سوگواری می نویسد:
مراسم سوگواری برای پیامبران و صالحان و همچنین مراسم بزرگداشت آنان جایز نیست و بدعت در دین و شرک به شمار می آید.(4)
5. بدعت بودن دعا کردن کنار قبر رسول اکرم‌ صلی الله علیه و آله به قصد اجابت
عضو هیئت افتای سعودی می نویسد:
رفت و آمد زیاد کنار قبر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و نشستن در آن جا و سلام گفتن به حضرت، بدعت به شمار می آید. همچنین دعا کردن به این نیت که شاید در آن جا به اجابت برسد، از بدعت ها به حساب می آید.(5)
6. بدعت بودن دست کشیدن به پرده کعبه
یکی از مفتیان و علمای بزرگ سعودی می نویسد:
تبرک جستن به پرده کعبه و دست کشیدن به آن بدعت به شمار می رود؛ چون از رسول اکرم صلی الله علیه و آله دستوری دراین باره نرسیده است.(6)
7. بدعت بودن اهدای ثواب نماز و قرآن به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و مردگان
افتای سعودی می نویسد:
هدیه کردن ثواب نماز به میت بدعت است؛ چون از رسول اکرم‌ صلی الله علیه و آله و اصحاب دراین باره چیزی نرسیده است.(7)



---------------------------------------------------------------
1. بن باز، فتاوی المراه، ص192.
2. ابن عثیمین، فتاوی منار الاسلام، ج1، ص43.
3. صالح بن فوزان، الولاء والبراء، ص7.
4. فتاوی الجنه الدائمه للبحوث العلمیّه و الإفتاء، ج3، ص54.
5. مجله الدعوة، ش 1612، ص37.
6. مجموع الفتاوی، ش 366.
7. «لا یجوز أن تهب ثواب فاصلّیت للمیّت بل هو بدعه لأنّه لم یثبت عن النبی9 و لا عن الصحابة رضی الله عنهم» (فتاوی الجنة الدائمه للبحوث العلمیّه و الافتاء، ج4، ص11، فتوای ش 7482).





طبقه بندی: نبوت،  امامت،  معاد،  وهابیت، 
برچسب ها: وهابیت، وهابی، وهابی پژوهی، شبهات وهابیت، ضرورت طرح شبهات وهابیت، شبهه، حرمین شریفین، مکّه، مدینه، شبهات، رانندگی زن، جشن تولّد، سالگرد ازدواج، زبانهای دیگر، زبان های خارجی، زبان انگلیسی، مراسم سوگواری، عزاداری، مراسم ختم، دعا، دعا کنار قبر پیامبر، دعا کنار قبر صالحان، پرده کعبه، دست کشیدن به پرده کعبه، ثواب نماز، ثواب قرآن، اهدای ثواب، اهدای ثواب به مردگان، فتواهای وهابی ها، فتواهای بی بنیه وهابی ها، عقاید سخیف وهابیت، عقاید وهابی ها،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 مرداد 1390 توسط محمد مهدی قربانی


سلام دوستان، توی مضامین دینمون كه نگاه می كنیم می بینیم از روز قیامت تعابیری شده مانند یوم الحسرة، (روز حسرت بر فرصتهای از دست رفته)، می گن آدم به قدری حسرت روزهای از دست رفته رو می خوره كه حواسش نیست در حالی كه پوست و گوشت دست و بدنشو می خوره، روزی كه «مِثْقَالَ ذَرّةٍ شَرّاً یَرَهُ»!!!!!!!!! اولش آدم شوكه می شه، به خودش می گه من اون روز چطور فشارها و سختی ها رو تحمل كنم؟!!! غافل از این كه دین ما دین رحمت  است، خودِ خدا برای رهایی از فشار و سختی آن روز ترفندهایی به ما آموزش داده است.
این حكایت رو ببینید:
بسیار سخت ‏گیر بود و عذر كسى را به راحتى نمى‏پذیرفت. یكى از دوستانش از سر دلسوزى به او گفت: «اگر در این دنیا سخت بگیرى و بخشش نداشته باشى، خدا نیز چنین معامله ‏اى با تو خواهد كرد. اگر آسان بگیرى و عذر دیگران را بپذیرى، خدا نیز هنگام حسابرسى بر تو سهل و آسان مى ‏گیرد و تو را مورد عفو و رحمت خود قرار مى ‏دهد.»

او از شنیدن این سخن، تكانى خورد و به خود آمد. علاقه‏ مند شد كه نزد پیامبر(ص) بیاید و درباره حسابرسى آسان از آن حضرت بپرسد.
پیامبر(ص) به آن مرد اجازه سؤال داد و او پرسش خود را مطرح كرد. پیامبر(ص) فرمود: «سه چیز در هر كس باشد، خداوند حساب او را آسان و او را به رحمتش وارد بهشت مى‏كند.»
مرد، دوباره پرسید: «اى رسول خدا! آن سه چیز را نام ببرید.»
پیامبر(ص) فرمود: «عطا كنى به كسى كه تو را محروم كرده و پیوند برقرار سازى با كسى كه از تو بریده و عفو كنى كسى را كه به تو ستم كرده است».




طبقه بندی: معاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 دی 1389 توسط محمد مهدی قربانی

تو دنیا دوستانی دایم كه اگه امروز نگیرند، بالاخره یك روزی دست آدمو می گیرند و به هدفش نزدیكش می كنند

به نظر من دوست خوب دوستیه كه توی سخت ترین شرایط، وقتی كه دیگه تنهای تنهای تنهایی دستت رو بگیره و تو رو به بهترین هدفی كه تو زندگیت داشتی برسونه.
راستی گفتم هدف، هدف ما از به دنیا اومدن و زندگی كردن چیه؟ كدوم دوست می تونه ما رو به این هدف نزدیك كنه؟

تصمیم گرفت به خدمت امام على علیه ‏السلام برود. به سرعت به سمت مسجد رفت. مى ‏دانست امام علیه ‏السلام در آن ساعت در مسجد مشغول عبادت است. به مسجد رسید و امام علیه ‏السلام را دید كه در محراب به نماز ایستاده است. صبر كرد تا نماز او تمام شود. پس از نماز نزد ایشان رفت، سلام كرد و سؤالش را بیان كرد و از بهترین همنشینى پرسید. امام على علیه ‏السلام فرمود: «هنگامى كه انسان در آخرین روز عمر و اولین روز آخرت قرار مى‏ گیرد، مال، فرزندان و اعمال او در برابرش مجسم مى ‏شوند. سپس او نگاهى به اعمال خود مى ‏كند و مى ‏گوید: من نسبت به شما بى ‏اعتنا بودم. حال بگویید برایم چه خبرى دارید؟
اعمال مى ‏گویند: ما همنشین قبرت هستیم، تا روز رستاخیز در پیشگاه پروردگار حاضر شویم.»
سپس امام علیه ‏السلام فرمود: «اگر او از دوستان خدا باشد، اعمالش به صورت انسانى در مى ‏آید كه با زیباترین چهره و خوشبوترین عطرها و فاخرترین لباس‏ ها ظاهر مى‏شود و مى ‏گوید: «بشارت باد بر تو! به آرامش، نعمت و بهشت پر بركت خوش آمدى. قدمت را گرامى مى ‏داریم در این هنگام، شخص سؤال مى ‏كند: تو كیستى؟!
او جواب مى ‏دهد: من اعمال صالح تو هستم كه از دنیا به همراه تو به سوى بهشت مى ‏روم.


منبع




طبقه بندی: معاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 دی 1389 توسط محمد مهدی قربانی
براى چند روزى از دیار خود سفر كرده و به شهر مدینه رفته بود. پس از بازگشت به شهرش، تمام اعمال و رفتارش به كلى تغییر كرده بود، طورى كه از آن زمان به بعد دیگر دست به هیچ گناهى نمى‏زد و پیوسته مشغول كار نیك بود.
 با این كارش، همه دچار حیرت شده بودند. آنها با خود مى‏گفتند: «چه اتفاقى افتاده كه پس از چند روز، این چنین در او تغییر و تحول ایجاد شده است؟ تا چند روز قبل، او دست به هر كار خلافى مى‏زد و حال آنكه الآن از بندگان صالح خدا شده است».
تا اینكه یك روز دوستش از او پرسید: «چه شده است كه دست از گناه برداشته و این همه به خدا و رسولش نزدیك شده‏اى و شبانه روز عبادت مى‏كنى؟»
او در پاسخ گفت: «تو خود از احوال من آگاه بودى كه چند روزى به مدینه رفته بودم. در آنجا سخنى را شنیدم كه اگر تو هم مى‏دیدى و مى‏شنیدى همین قدر در تو تأثیرگذار بود و چه بسا از من عابدتر و مؤمن‏تر مى‏شدى!»
دوستش گفت: «خوب، به ما هم بگو. چه دیدى و چه شنیدى!»
او در پاسخ گفت: «ساعات آخرى كه در مدینه بودم، از كنار مسجد رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله مى‏گذشتم كه دیدم عده زیادى در مسجد نشسته‏اند و به سخنان گهربار شخصى بر بالاى منبر گوش فرا مى‏دهند. آن‏روز، سخنان شیرین و گوارایى شنیدم و چنان در من اثر گذاشت كه با تمام عجله‏اى كه داشتم، نشستم و به سخنانش گوش جان سپردم. او مى‏فرمود: چون روز قیامت به پا شود و مردم در پیشگاه حضرت حق حضور یابند، نامه اعمال هر انسانى به دستش داده و گفته مى‏شود: بخوان!
انسان كه نامه عملش را مى‏خواند، مى‏بیند همه كارهایى را كه در این دنیا انجام داده و هر قدمى را كه برداشته، همه و همه در نامه عملش ثبت گردیده است و خداوند در آن لحظه به انسان مى‏گوید این كارها را در چه ساعتى و در چه روزى و در چه مكانى انجام داده است.
انسان كه با دیدن این نامه متعجب شده و سخت به شگفت آمده است، همان‏جا فریاد مى‏زند. اى واى بر ما! این چه كتابى است كه از ضبط و ثبت و شمارش هیچ عمل كوچك و بزرگى دریغ نكرده و همه آنها را نوشته است. مرد سخن‏گو به هنگام بیان این سخنان، خود به گریه افتاد و اشك زیادى از چشمانش جارى شد. دوباره ادامه داد:
انسان در روز قیامت تمام اعمال خود را مى‏بیند، درست مثل اینكه آن عمل را در همان لحظه انجام داده است و هر عملى را كه در دنیا انجام داده، در آخرت رنگ ملكوتى و واقعى به خود مى‏گیرد. یعنى خودش را مى‏بیند كه مشغول انجام آن عمل است.
خداوند در قرآن مى‏فرماید: به درستى كه ما خودمان مردگان را زنده مى‏كنیم و آن‏چه را كه از آنان فرستاده شده و آثارشان را مى‏نویسیم و هر چیزى را در شمارش به حساب مى‏آوریم.»
سپس، مرد رو به دوستش كرد و با لحنى بغض‏ آلود گفت: «چگونه ممكن است از این پس، مرتكب گناهى شوم و حال آن كه متوجه شدم در قیامت از ما چنین حساب و كتابى به عمل مى‏آید.»
حرف‏هاى این مرد بر روى دوستش نیز اثر گذاشت، او نیز به گریه افتاد و گفت: به خدا قسم كه این سخنان به راستى شیرین و گواراست كه این‏چنین از قیامت خبر مى‏دهد؛ گویا خودش در قیامت بوده و آن را با تمام وجودش حس كرده است، البته باید هم اینچنین باشد، چون آن شخص این سخنان رو از زبان گرم فرزند رسول خدا، امام صادق علیه السلام شنیده است.


منبع: کتاب نوجوان و معاد، مرتضی بذرافشان.
www.irc.ir





طبقه بندی: معاد، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1389 توسط محمد مهدی قربانی
  • تعداد کل صفحات : 4  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic