بسم الله الرحمن الرحیم

نوروز امسال مصادف شده است با ایام شهادت حضرت صدیقة طاهرة، فاطمه زهرا علیها سلام.
عصمت داوری نبود اگر نبود فاطمه
جنت و کوثری نبود اگر نبود فاطمه
هیچ پیمبری نبود اگر نبود فاطمه
احمد و حیدری نبود اگر نبود فاطمه

در متون دینی ما احادیثی وجود دارد كه بعضا احادیث قدسی هستند با مضامینی از قبیل این كه اگر پیامبر(ص) نبود خدا آسمان ها و زمین را خلق نمی كرد یا اگر حضرت زهرا(س) نبود خدا پیامبر(ص) را خلق نمی كرد یا این كه ائمه(ع) و پیامبر(ص) قبل از حضرت آدم خلق شده اند و ... .در نوشتار حاضر به بررسی معنای این دست از روایات می پردازیم:


اول:
مراد از اینكه «اگر تو نبودى این جهان را نمی آفریدم»، ممكن است؛ یكى از سه معناى زیر باشد:
1. هدف از آفرینش جهان، چیزى است كه جز با وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله) تحقق نمى‏یابد. از دیدگاه قرآن، همه جهان براى انسان آفریده شده است: «خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً»؛(1).؛ انسان نیز براى بندگى آفریده شده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»؛ (2).. حقیقیت عبادت خداوند در میان انسان‏ها محقق نمی ‏شود؛ جز با هدایت پیامبران و نبی ‏اكرم كه خاتم انبیا و پیام آور دین كامل الهى است. پس صحیح است كه گفته شود، عبادت خداوند، جز با وجود پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) در میان بندگان محقق نمی شود.
2. پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‏تواند تمام هدف از آفرینش جهان را در خود جلوه‏گر كند و آن هدف را به صورت كامل در خود محقق سازد. هدف آفرینش جهان، بندگى انسان است و پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) به دلیل اینكه كامل‏ترین انسان‏ها است، كامل‏ترین بنده نیز می ‏باشد. از این رو، آن حضرت، هدف از خلقت جهان را به معناى تمام و كمال در وجود خود محقق ساخته است و دیگر انسان‏ها هر یك به اندازه مرتبه كمالشان، آن هدف را محقّق كرده‏ اند.
3. پیامبر(صلى الله علیه وآله) غرض اصلى خدا از آفرینش جهان بوده است و دیگران را از طفیلى پیامبر(صلى الله علیه وآله) خلق كرده است. طبق معناى قبلى، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) كسى است كه هدف از آفرینش جهان را به تمام و كمال، در خود محقّق ساخته است؛ اما براى اینكه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) بتواند در این دنیا، چنین كمالى را در خود محقّق سازد، باید همه این جهان آفریده می شد و همه این انسان‏ها - چه مؤمنان و چه كافران و حتى دشمنان پیامبر و دوستان آن حضرت - باید خلق می ‏شدند تا پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)، مجال رشد و تكامل پیدا می ‏كرد و می توانست قابلیت‏هاى خود را به فعلیت برساند. البته به این معنا نیست كه مثلاً دشمنان از روى جبر با آن حضرت دشمنى كرده اند؛ بلكه وجود انسان‏هایى براى تحقق كمال اختیارى پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیاز است و آن حضرت می تواند در فضاى میان آنان - چه فضاى دوستى و چه دشمنى - در مسیر رشد و تكامل خود قرار گیرد. انسان‏هاى دیگر نیز هر یك به اندازه مرتبه كمالشان، غرض از خلقت اند؛ یعنى، هر اندازه كه كمال آنان بیشتر باشد، غرض اصلى از خلقت نیز به آنان بیشتر تعلق مى گیرد و هر اندازه نقصان دارند، به همان اندازه طفیلى‏اند و غرض به طور عرضى به آنان تعلق گرفته است.
گفتنى است كه این سه معنا با یكدیگر منافاتى ندارد و همه آنها با هم سازگار است. خداوند، مى‏خواهد همه انسان‏ها به كمال نهایى برسند و این كمال، متوقف بر اطاعت از دین است و دین را پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) آورده است. از سوى دیگر هر انسانى، به اندازه‏اى كه به كمال مى‏رسد، هدف از آفرینش را در خود محقق ساخته و در كوتاهی ‏هاى خود و نقصان اختیارى اش، از هدف خلقت دور شده است. پس وجود این نقصان ها، غرض اصلى نیست؛ بلكه به تبع و بالعرض، امكان وجود پیدا كرده است .
دوم:
بنا بر برخى نسخه‏ ها در ادامه روایت آمده است: «... و لولا على لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما»؛(3) در این باره چند معنا احتمال دارد؛
1. بندگى انسان‏ها جز با پیروى از دین ممكن نیست و پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)، این دین را آورده است. گفتنى است كه امامان حافظ دین هستند و اگر پس از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله)، امامت نبود، دین آن حضرت به انحراف كشیده می شد. به عبارت دیگر خداوند، دین خاتم را از طریق «امامت» حفظ می ‏كند، لذا نخست از امام على(علیه السلام) یاد شده است و سپس از حضرت فاطمه(علیها السلام) یاد شده است، زیرا امامان به جز حضرت على(علیه السلام)، همگى از فرزندان حضرت فاطمه(علیها السلام) هستند. پس صحیح است كه گفته شود: «اگر فاطمه نبود، امامت ادامه نمى‏یافت و دین باقى نمى‏ماند و در نهایت هدف از آفرینش انسان (بندگى) نیز محقق نمى‏شد».
2. پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)، فاطمه زهرا(علیها السلام)، و امامان معصوم(علیه السلام) همه یك نوراند و كمال آنان هیچ تفاوتى با هم ندارد. پس این چهارده تن، همه با هم هستند و دوگانگى از حیث كمال بین آنان نیست و همان گونه كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) تحقق ‏بخش هدف آفرینش جهان است، فاطمه(علیها السلام) و امامان(علیه السلام) نیز، همان گونه‏ اند و فرقى از این جهت میان آنان نیست. این معنا، می ‏تواند جملات دیگرى را نیز كه در شأن اهل بیت وارد شده است، توضیح دهد؛ به عنوان نمونه پیامبر(صلى الله علیه وآله) می ‏فرماید: «حسین منى و انا من حسین»؛ (4).
اینكه حسین(علیه السلام) از پیامبر است، روشن است؛ اما اینكه پیامبر(صلى الله علیه وآله) از حسین(علیه السلام) است، به این دو معنا است:
اولاً، دین پیامبر(صلى الله علیه وآله) به واسطه امام حسین(علیه السلام) باقى می ‏ماند. ثانیاً، آن دو یكى هستند و فرقى میان‏شان نیست. همچنین رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) مى‏فرماید: «خدا با رضاى فاطمه راضى می ‏شود و با خشم او غضبناك می ‏گردد»(5). این بدان دلیل است كه رضاى فاطمه(علیها السلام) و خدا داراى یك ملاك است؛ یعنى، هر موردى كه ایجاد رضایت مى‏كند، هر دو را با هم راضى می نماید و اگر خشمگین كند، هر دو را خشمناك می سازد؛ زیرا فاطمه نیز فقط به رضاى خدا، راضى می شود. پس چنین نیست كه خداوند، منتظر باشد كه فاطمه(علیها السلام) از چه چیزى راضى می شود تا بعد از او راضى شود. در مورد خلقت ائمه وپیامبر قبل از خلقت حضرت ادم نیز از انجا که پیامبر اکرم وائمه طاهرین اشرف مخلوقاتند بر اساس روایاتی که در این باب وارد شده اول ما خلق الله نیز هستند لکن باید توجه داشت وقتی گفته میشود انان اول ما خلق الله هستند مراد این جسم انان که در تاریخ معینی به دنیا امده نیست بلکه مقام نورانیت انان است که بر اساس روایات فراون خداوند قبل از خلقت حضرت ادم انوار مطهر پیامبر وائمه معصومین را افرید وپس از ان سایر موجودات را افرید . (6)
خلاصه:
و نباید از جمله دوم چنین برداشت شود که مقام علی (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) بالاتر است، در صورتی که خود حضرت علی علیه السلام فرموده است:انا عبد من عبید محمد (صلی الله علیه و اله):یعنی من بنده ای از بندگان حضرت محمد (صلی الله علیه و اله) هستم.(7)
بلکه مقصود این است که چون هدف و علت غایی آفرینش حضرت رسول (صلی الله علیه و اله) هدایت و راهنمایی انسانهاست، و این هدایت و راهنمائی استمرار پیدا نمی کند مگر با ادامه ولایت و امامت بعد از وجود مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) و لذا خداوند متعال در ادامه این حدیث قدسی می فرماید: «لولا علی لما خلقتک» همچنین اگرحضرت فاطمه (سلام الله علیها) نبود ولایت استمرار پیدا نمی کرد. زیرا او وعاء  امامت و درخت نبوت و ولایت است و اگر او نبود درخت نبوت و ولایت بدون میوه می ماند از این رو فرمود: «و لولا فاطمه لما خلقتکما».
از آن چه بیان کردیم معلوم شد که این حدیث شریف دلالت ندارد بر اینکه مقام حضرت علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) از حضرت محمد (صلی الله علیه و اله) بالاتر است، بلکه بالعکس مفهوم این حدیث این است که حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت علی (علیه السلام) فدایی حضرت محمد (صلی الله علیه و اله) و اهداف بلند او هستند.

-------------------------------------
پی نوشت:
1.بقره (2)، آیه 29
2.ذاریات (51)، آیه 56
3.شیخ على نمازى، مستدرك سفینة البحار، ج‏3، ص 168 و 169.؛ و نیز: «فلولاكم ما خلقت الدنیا و الأخره و لا الجنه و النار»؛ همان، 167.؛ و نیز «و لولاكما لما خلقت الافلاك»؛ بحارالانوار، ج 74، ص 611.
4.بحارالانوار، ج 43، ص 316
5.ر.ك: بحارالانوار، ج 43، ص 19 به بعد.
6.لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، كد: 4/100101680
7.الکافی ج 1 ص89  باب الکون و المکان .....  ص 88.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 فروردین 1392 توسط محمد مهدی قربانی