به عقیده ما؛ رسول خدا، پیامبر آخرالزمان هستند که برای خود جانشینی تعیین کردند. این تعیین جانشین بسیار واضح و شفّاف بوده و از جمله مواردی است که همه مسلمانها بر واقع شدن آن، اتّفاق نظر دارند.
امّا شاید این سوال به ذهن خیلی ها بیاد که خوب اگه خدا می خواست امیرالمومنین علیه السلام رو به عنوان جانشین رسول خدا معرّفی کنه، چرا به صراحت در قرآن نگفت ای پیامبر من، امروز علی را به جانشینی خود معرّفی کن؟ خیلی راحت می شد در چند آیه، همه مسلمانها را از این امر مهم مطّلع کرد به نحوی که احدی به آن شکّ نکرده و هیچ فرقه و نحله ای ایجاد نشده و همه با هم متّحد باشند، دلیل این ابهام گویی چیست؟



پاسخ اجمالی این هست که؛ خدا در اینجا به جای معرّفی شخص، شخصیّتی را معرّفی می کند. آن هم به نظر می رسد که به جهت اهمّیّت مساله ولایت است. برای توضیح بهتر ناچاریم واقعه غدیر رو بر طبق آنچه این سوال دنبال آن است، روایت کنیم. فرض کنیم خدا در آیه ای فرمود ای پیامبر من، علی را به جانشینی خود معرّفی کن، رسول خدا هم مردم را جمع کرده و می فرمود ای مردم این امر خداست که علی جانشین من است.
خوب خیلی خوب می شد و از فردای وفات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم همه دور علی علیه السلام جمع شده و متّحد می شدند. امّا آیا این هدف خدا از مساله ولایت است؟ بزرگان می فرمایند: اساسا معرفی شخصیت، معرفی الگوهاست و در نتیجه جامعه را به جای گرایش های تعصب آمیز جاهلانه، به سمت تعقل ژرف اندیشی و توجه به ملاک ها، فضایل وامتیازات واقعی سوق می دهد.
پس مساله ولایت پذیری، چیزی نیست که با تقلید و یا زیر شکنجه و فشارهای اقتصادی و... افراد را مجبور به پذیرش آن کنند. (همانطور که در سیره همه ائمّه اطهار علیهم السلام هم وجود دارد) این مساله حکم غربالگری دارد. باید افراد، امام خود را با بصیرت انتخاب کنند. به عبارت دیگر، بصیرت داشتن از ارکان ولایت پذیری است؛ پس معرّفی علی علیه السلام (شخص ایشان) از طرف خدا نوعی تحکّم رو به دنبال دارد و در نتیجه هیچ گونه غربالگری و جدا شدن مخلصین از غیر آنها اتّفاق نمی افتاد.
از طرف دیگه؛ بررسی وضعیت آن زمان نشان می دهد که امیرمومنان علیه السلام در تیر رس تبلیغات سوء یک عدّه قرار داشتند. (اونهایی که تا چند روز قبل در صف دشمنان اسلام بودند و طعم شمشیر علی علیه السلام رو چشیده بودند، یا بر اساس تعصّبات کور جاهلی که هنوز از دلهایشان بیرون نرفته بود، می گفتند ایشان سنّش از بقیه کمتر است و یا...) اینجا هم قاعده کلّی که وجود دارد این است که: معرفی شخصیت زمینه ساز پذیرش معقول است، در حالی که معرفی شخص، درمواردی موجب دافعه می شود.
از کجا معلوم که اگر نام علی در آیه 67 سوره مائده یا هرکجای قرآن می آمد، مسلمانها متّحد بودند؟ روی دیگر سکّه این است که شاید اصلاً نامی از اسلام باقی نمی ماند.
برای ارائه یک تحلیل درست از یک واقعه، باید شرایط زمانی و مکانی و آداب و سنن حاکم بر جامعه و اصلاً پیچیدگی های خلقت انسان و هدف الهی از خلقت او به خوبی مطالعه شده و مدّ نظر باشد.

عید غدیر مبارک








داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 آبان 1391 توسط محمد مهدی قربانی